Search - ZOO
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - برچسب ها

 

وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ۚ ذَٰلِكَ ذِكْرَىٰ لِلذَّاكِرِينَ

در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین می‌برند؛ این تذکّری است برای کسانی که اهل تذکّرند!

 

سورة هود - آیه ۱۱۴

مهمان

000866 | حدیثی درباره رفتار با مومن و عاقبت رفتار نادرست با آنها

امام رضا علیه السلام

  • مـحـمـد بـن سـنـان گـويـد: نزد حضرت رضا عليه السلام بودم پس بمن فرمود: اى محمد بدرستيكه در زمان بنى اسرائيل چهار نفر مؤ من بودند، پس (روزى ) يكى از آنان نزد آن سه نفر ديگر كه در منزل يكى از آنان براى صحبتى گرد آمده بودند رفت و در زد، غلام بـيـرون آمـد و باو گفت : آقايت كجاست ؟ گفت : در خانه نيست ، آنمرد بر گشت و غلام نيز نـزد آقايش رفت ، آقايش از او پرسيد: آنكه در زد كه بود گفت : فلانكسى بود و من باو گـفـتـم : كه شما در خانه نيستند؟ آنمرد ساكت شد و اعتنائى نكرد و غلام خود را در اينباره سرزنش نكرد و هيچكدام يك از آن سه نفر از اين پيش آمد اندوهى بخود راه ندادند و شروع بـدنـبـاله سـخـن خود كردند؟ همينكه فرداى آنروز شد آنمرد مؤ من بامداد بنزد آن سه نفر رفـت و بـآنـهـا بـرخـورد كـرد كـه هـر سـه از خـانـه بـيـرون آمـده بـودنـد و مى خواستند بكشتزارى (يا باغى ) كه از يكى از آنان بود بروند، پس به آنان سلام كرد و گفت : من هم با شما هستم (و بهمراه شما بيايم ؟) گفتند: آرى و از او نـسـبـت به پيش آمد ديروز عذر خواهى نكردند و او مردى مستمند و ناتوان بود، پس (براه افتادند) و همين طور كه در قسمتى از راه ميرفتند ناگاه قطعه ابرى بالاى سر آنـهـا آمـد و بـر آنـهـا سايه انداخت ، آنان گمان كردند كه باران است ، پس شتافتند (كه بـاران نـخـورنـد ولى ) چـون ابـر بـالاى سـرشـان قرار گرفت يكمنادى از ميان آن ابر فـريـاد زد: اى آتـش ، ايـنـان را (در كـام خـود) بـگـيـر و مـن جـبـرئيـل فـرستاده خدايم ، بناگاه آتشى از دل آن ابر بيرون آمد و آن سه نفر را در خود فـرو برد، و آنمرد مؤ من تنها و هراسناك بماند و از آنچه بر سر آنها آمده بود در شگفت بـود و نـمـيـدانـسـت سـبـب چـيست ؟ پس به شهر برگشت و حضرت يوشع بن نون (وصى حـضـرت موسى ) عليه السلام را ديدار كردن و جريان را با آنچه ديده و شنيده بود باو گفت : يـوشـع بـن نـون فـرمود: آيا نمى دانى كه خداوند بر آنها خشم كرد پس از آنكه از آنان خشنود و راضى بود، و اين پيش آمد براى آن كارى بود كه با تو كردند عرض كرد: مگر آنـهـا بـا مـن چـه كـردنـد؟ يـوشـع جـريـان را گـفـت ، آنـمـرد گـفـت : مـن آنـهـا را حـلال كـردم و از آنـهـا گذشتم ؟ فرمود: اگر اين (گذشت تو) پيش از آمدن عذاب بود به آنـهـا سـود مـيـداد ولى اكـنـون بـراى آنـان سـودى ندارد، و شايد پس از اين به آنها سود بخشند
  • عـَلِيُّ بـْنُ مـُحـَمَّدٍ عـَنْ مـُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مـُحـَمَّدٍ عـَنْ مـُحـَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ الرِّضَا ص فَقَالَ لِى يَا مُحَمَّدُ إِنَّهُ كَانَ فِى زَمَنِ بـَنـِى إِسـْرَائِيلَ أَرْبَعَةُ نَفَرٍ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَتَى وَاحِدٌ مِنْهُمُ الثَّلَاثَةَ وَ هُمْ مُجْتَمِعُونَ فِى مـَنـْزِلِ أَحـَدِهـِمْ فـِى مـُنـَاظـَرَةٍ بـَيْنَهُمْ فَقَرَعَ الْبَابَ فَخَرَجَ إِلَيْهِ الْغُلَامُ فَقَالَ أَيْنَ مَوْلَاكَ فـَقـَالَ لَيـْسَ هـُوَ فـِى الْبـَيـْتِ فَرَجَعَ الرَّجُلُ وَ دَخَلَ الْغُلَامُ إِلَى مَوْلَاهُ فَقَالَ لَهُ مَنْ كَانَ الَّذِى قَرَعَ الْبَابَ قَالَ كَانَ فُلَانٌ فَقُلْتُ لَهُ لَسْتَ فِى الْمَنْزِلِ فَسَكَتَ وَ لَمْ يَكْتَرِثْ وَ لَمْ يـَلُمْ غـُلَامَهُ وَ لَا اغْتَمَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ لِرُجُوعِهِ عَنِ الْبَابِ وَ أَقْبَلُوا فِى حَدِيثِهِمْ فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ بَكَّرَ إِلَيْهِمُ الرَّجُلُ فَأَصَابَهُمْ وَ قَدْ خَرَجُوا يُرِيدُونَ ضَيْعَةً لِبَعْضِهِمْ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ وَ قـَالَ أَنـَا مـَعـَكـُمْ فَقَالُوا لَهُ نَعَمْ وَ لَمْ يَعْتَذِرُوا إِلَيْهِ وَ كَانَ الرَّجُلُ مُحْتَاجاً ضَعِيفَ الْحَالِ فـَلَمَّا كـَانـُوا فـِى بـَعـْضِ الطَّرِيـقِ إِذَا غـَمـَامـَةٌ قَدْ أَظَلَّتْهُمْ فَظَنُّوا أَنَّهُ مَطَرٌ فَبَادَرُوا فَلَمَّا اسـْتـَوَتِ الْغـَمـَامـَةُ عـَلَى رُءُوسِهِمْ إِذَا مُنَادٍ يُنَادِى مِنْ جَوْفِ الْغَمَامَةِ أَيَّتُهَا النَّارُ خُذِيهِمْ وَ أَنَا جـَبـْرَئِيـلُ رَسـُولُ اللَّهِ فـَإِذَا نَارٌ مِنْ جَوْفِ الْغَمَامَةِ قَدِ اخْتَطَفَتِ الثَّلَاثَةَ النَّفَرِ وَ بَقِيَ الرَّجُلُ مَرْعُوباً يَعْجَبُ مِمَّا نَزَلَ بِالْقَوْمِ وَ لَا يَدْرِى مَا السَّبَبُ فَرَجَعَ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلَقِيَ يُوشَعَ بْنَ نُونٍ ع فَأَخْبَرَهُ الْخَبَرَ وَ مَا رَأَى وَ مَا سَمِعَ فَقَالَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ ع أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ سـَخـِطَ عـَلَيـْهـِمْ بَعْدَ أَنْ كَانَ عَنْهُمْ رَاضِياً وَ ذَلِكَ بِفِعْلِهِمْ بِكَ فَقَالَ وَ مَا فِعْلُهُمْ بـِى فـَحـَدَّثـَهُ يـُوشـَعُ فـَقَالَ الرَّجُلُ فَأَنَا أَجْعَلُهُمْ فِى حِلٍّ وَ أَعْفُو عَنْهُمْ قَالَ لَوْ كَانَ هَذَا قَبْلُ لَنَفَعَهُمْ فَأَمَّا السَّاعَةَ فَلَا وَ عَسَى أَنْ يَنْفَعَهُمْ مِنْ بَعْدُ
  • Will be translated soon

866 | کتاب الکافی - جلد 4 - صفحه 69 - حکمت 2

000798 | حدیثی دربیان انواع مکارم در انسان

امام صادق علیه السلام

  • حـسـيـن بـن عـطـيـه گـويد: امام صادق (ع ) فرمود: مكارم ده چيز است ، اگر ميتوانى آنها را داشـته باش ، زيرا گاهى شخصى آنها را دارد و فرزندش ندارد و گاهى در فرزند هست و در پـدرش نـيـسـت ، و گـاهـى در بـرده هـسـت و در آزاد نـيست ، عرض ‍ شد: آنها چه هستند؟ فـرمـود: نـومـيـدى حقيقى (از آنچه دست مردم است ) و راستى زبان و اداء امانت وصله رحم و پـذيرائى از مهمان و غذا دادن بسائل (كسيكه از او غذا طلبد) و جبران نيكى ها و مراعات حق هـمـسـايـه و مـراعـات حـق رفـيـق ((10)) و سـر هـمـه مـكـارم (افـضـل و عـاليـتـر از هـمـه ) حيا و شرم است (زيرا كسيكه در برابر خالق و مخلوق شرم داشـتـه بـاشـد، هـمـه ايـن مكارم را انجام ميدهد و همان خصلت حيا بر تمام اين مكارم دائى و باعث ميشود).
  • مـُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِى مَسْرُوقٍ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسـْحـَاقَ شـَعـِرٍ عـَنِ الْحـُسـَيـْنِ بـْنِ عـَطـِيَّةَ عـَنْ أَبـِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْمَكَارِمُ عَشْرٌ فَإِنِ اسـْتـَطـَعـْتَ أَنْ تـَكـُونَ فـِيكَ فَلْتَكُنْ فَإِنَّهَا تَكُونُ فِى الرَّجُلِ وَ لَا تَكُونُ فِى وَلَدِهِ وَ تَكُونُ فِى الْوَلَدِ وَ لَا تَكُونُ فِى أَبِيهِ وَ تَكُونُ فِى الْعَبْدِ وَ لَا تَكُونُ فِى الْحُرِّ قِيلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ صِدْقُ الْبَأْسِ وَ صِدْقُ اللِّسَانِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ إِقْرَاءُ الضَّيْفِ وَ إِطْعَامُ السَّائِلِ وَ الْمُكَافَأَةُ عَلَى الصَّنَائِعِ وَ التَّذَمُّمُ لِلْجَارِ وَ التَّذَمُّمُ لِلصَّاحِبِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَيَاءُ
  • Will be translated soon

798 | کتاب الکافی - جلد 3 - صفحه 93 - حکمت 1

000772 | حدیثی درباره سه چیز از نشانه های نامهربانی مرد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله

  • سه چيز از نامهربانى است: اين كه كسى با كسى همراه شود و از نام و كنيه وى نپرسد ؛ اين كه مردى به غذايى دعوت شود و نپذيرد يا بپذيرد و نخورد ؛ و اين كه مرد پيش از بازى ، با همسر خويش نزديكى كند
  • ثَلاثَةٌ مِنَ الجَفاءِ: أن يَصحَبَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فلا يَسأَلَهُ عَنِ اسمِهِ وكُنيَتِهِ ، وأن يُدعَى الرَّجُلُ إلى طَعامٍ فَلا يُجيبَ أو يُجيبَ فَلا يَأكُلَ ، ومُواقَعَةُ الرَّجُلِ أهلَهُ قَبَل المُداعَبَةِ
  • Will be translated soon

772 | کتاب كنزالعمال - جلد 9 - صفحه 37 - حکمت 24814

000704 | حدیثی درباره سه کار که از جفا کاریست

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله

  • سه چيز از جفا کاريست: کسي که با کسي همسفر باشد ولي از اسم و کنيه اش جويا نشود و کسي را به غذا دعوت کنند ولي نپذيرد و يا بپذيرد اما از آن غذا نخورد و مردي که قبل از ملاعبه با همسرش همبستر شود
  • ثَلاثَةٌ مِنَ الْجَفاء أنْ يَصْحَبَ الرَّجُلُ الرَّجُلُ فَلا يَسْئَلُهُ عَنْ إسْمِهِ وَ کنْيَتِهِ وَ أنْ يدْعَي الرَّجُلُ إلي طَعامٍ فَلا يُجيبُ أَوْ يُجيبُ فَلا يَأکلُ وَ مَواقَعَةِ الرَّجُلُ أهْلَهُ قَبْلَ الْمُلاعَبَةِ
  • Will be translated soon

704 | کتاب وسائل الشيعه - جلد 12 - صفحه 145 - حکمت 0

000663 | حدیثی درباره گرامی داشتن مهمان و خوب گویی و خاموشی

امام صادق علیه السلام

  • فاطمه عليهما السلام براى شكايت از پاره اى پيش آمدها نـزد رسـول خـدا (ص ) آمد، پس ‍ رسول خدا (ص ) جزوه اى باو داد و فرمود: آنچه در آنست بـيـامـوز، و (اين كلمات ) در آن بود: هركس ايمان بخدا و روز باز پسين دارد ميهمان خود را گرامى دارد، و هركس ايمان بخدا و روز جزا دارد بايد خوب بگويد يا خموشى گيرد
  • عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ جَاءَتْ فَاطِمَةُ ع تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا رَسـُولُ اللَّهِ ص كـُرَيْسَةً وَ قَالَ تَعَلَّمِي مَا فِيهَا فَإِذَا فِيهَا مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخـِرِ فـَلَا يـُؤْذِي جَارَهُ وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْراً أَوْ لِيَسْكُتْ
  • Will be translated soon

663 | کتاب الکافی - جلد 4 - صفحه 491 - حکمت 6

000486 | حدیثی درباره مهمان و حق آن بر صاحب خانه

امام صادق علیه السلام

  • رسـول خـدا (ص ) فـرمـوده : از حـقـوق شـخـص كـه بـر اهـل خـانـه وارد شـود ايـنـسـت كـه هـنـگام ورود و خروجش كمى با او راه روند (يعنى چند قدم اسـتـقـبـال و چـنـد قـدم بـدرقـه اش كـنـنـد). و فـرمـود: كـه رسـول خـدا (ص ) فـرموده : هر گاه يكى از شما ببرادر مسلمانش در خانه او وارد گردد او بر صاحبخانه امير است تا آنگاه كه بيرون رود
  • عـَلِيُّ بـْنُ إِبـْرَاهـِيـمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قـَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ مِنْ حَقِّ الدَّاخِلِ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ أَنْ يَمْشُوا مَعَهُ هُنَيْئَةً إِذَا دَخَلَ وَ إِذَا خـَرَجَ وَ قـَالَ قـَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا دَخَلَ أَحَدُكُمْ عَلَى أَخِيهِ الْمُسْلِمِ فِي بَيْتِهِ فَهُوَ أَمِيرٌ عَلَيْهِ حَتَّى يَخْرُجَ
  • Will be translated soon

486 | کتاب الکافی - جلد 4 - صفحه 480 - حکمت 1

 

وب سایت حدیث، وب سایتی جهت دستیابی آسان به احادیث معصومین علیه السلام راه اندازی شده است، در این سایت سعی شده دست با دسته بندی های مختلف و ایجاد کلید واژه های کاربردی دست یابی به موضوعات حدیثی آسانتر و سریعتر گردد و همچنین قابلیت دست یابی به احادیث بر اساس منبع و نام معصومین نیز در این سایت امکان پذیر شده است. امید است با تکمیل احادیث سایت کار مفیدی برای دین اسلام و رضای خداوند کرده باشیم

   

تعداد بازدید کننده گان امروز
9
تعداد صفحات دیده شده امروز
257
تعداد بازدید کننده گان دیروز
395
تعداد صفحات دیده شده دیروز
1378
تعداد بازدید کننده گان هفته گذشته
669
تعداد صفحات دیده شده هفته گذشته
4225
مجموع تعداد بازدید کننده گان
8066
مجموع تعداد صفحات دیده شده
896487